99

خرید بک لینک

امسال هم یکی از بدترین سال تحویلا بود ....

اهل فرارم ... و امسال با اینکه تنها بودم اما دلم میخواست حتی از این تنهایی هم فرار کنم .... حس آدمی که هی میخواد بدوه اما نه مسیری داره نه پایی .....

از روز قبل از سال تحویل تمام راههای ارتباطی به دنیای بیرون از این چاردیواری رو بستم تا دیشب آخر وقت ..... و چقدر بنظرم مسخره اومد هجوم تبریک عید از سمت کسایی که بود و نبودت رو طی سال حس نمیکنن اما یهویی با یه پیامکی که برای همه کپی میشه عیدو بهت تبریک میگن .....

من هنوز به هیچکس تبریک نگفتم .... دلم میخواست ... دلم میخواد .... اما بجز جواب دادن به پیامها ... اونم هر پیامی رو مثل خودش جواب دادن هیچ کاری نکردم ..... سالهای قبل به همه ی استادا و دوستا پیام میدادم ..... امسال هیچ ..... و هرچی جلوتر میرم بیشتر میفهمم که چقدر مسخره ست چیزی که فکر میکردم و مطمئن بودم تنها سرمایه ی منه ..... هنوزم فکر میکنم سرمایه ست .... اما ..... خودم نمیخوامش ...... چون برای من سرمایه ای شده که ضررش بیشتر از منفعتشه ..... شاید من شعور استفاده از این سرمایه رو هیچوقت نداشته و ندارم .... نمیدونم .... ولی درهرحال نمیخوامش .....

خوبم .... میدونی ته هق هق زدنا .... ته حس رنجی که دارم حالم خوبه .... چون میفهمم همه ش تلخیِ درسِ بزرگیه که دارم میگیرم ..... تهش آشتی با تنهاییه ..... تهش محکم وایسادن رو پای خودمه بی اینکه به هیچ چیز و هیچکس بعنوان تکیه گاه یا همراه یا دوست یا هرچی نگاه کنم ...... همه مثل بازیگرایی میمونن که یه اپیزود هستن و قرار گذاشتن که نباشن بعدش ..... و من فقط باید تماشا کنم و حساب نکنم .... اگر هم میکنم در همون لحظه .... نه حتی برای فرداش .... چون ممکنه فردا نباشن ....... هنوزم که مینویسمش ته وجودم ننشسته .... واسه همین رنج هست .... واسه همین گریه هست ...... پذیرش تلخی ها برای من که فکر میکردم حاکم مطلق زندگیمم سخته .... خیلی سخت ..... اما مسلما غیرممکن نیست ......

امسالم شروع شد ..... شروعش که جذاب بود!! امیدوارم امتدادش به جذابیت شروعش نباشه!...

من نه منم........

ما را در سایت من نه منم..... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 7:50

صفحه بندی