
xa0نمیدونم دوباره نوشتن درسته یا غلط .... نمیدونم چقدر میتونم به خودم اجازه بدم مثل گذشته بدونِ بازبینی فقط هرچی تو ذهنم میچرخه رو ثبت کنم ...... نمیدونم چقدر توان تمرکز برام مونده اصلا .....xa0بگذریم ......
ادامه مطلب
xa0 گیجم ..... گیجِ این فضای عجیب دوگانهای که نمیتونم بواسطهی صفر و صد بودنم همینجوری قَر و قاطی بپذیرمش ..... دیوونه میشم ...... میرم تو کافه گریه میکنم ..... بعد میام با فروشندهی گل فروشی جوری میگم...
ادامه مطلب
xa0 xa0 اومدم تو ایستا خوبای زندگیمو ردیف کنم کنار هم که به خودم یادآور بشم بابا آدم خوب کم نیست دور و برت .... انقدر ناشکری نکن ... انقدر غر نزن .... خوب باش .... بعد شروع کردم مرور عکسای خانوادگی و دوستانه ..... برای سوا کردن خوبها ............. انقدر خوبترینها کنارم نبودن .... فقط عر زدم و بهتر دیدم تا اطلاع ثانوی پرونده خوبها بسته باشه .......... خُلم دیگه .... خُل ..... xa0 یک راه کار خوب پیدا کردم برای بستن دهان و مقابله با وسوسه ی ارتباط با دوستان ِ جان ..... دیدن فیلم!!... وقتی فیلم میبی...
ادامه مطلب