
xa0 آدم گاهی برای خودش خیلی مجهول میشه .... نمیفهمه چی درسته و چی غلط .... کجا داره خودشو خر می کنه و کجا حقیقیه ..... کجا تونسته با واقعیتا کنار بیاد و کجا نتونسته و توهمشو داره ...... این روزا گیجم .... انقدر که یکسری قصهها رو بالا پایین میکنم که بفهمم چی بوده و چی شده دارم خل میشم ........ اما یک امر به نظرم بدیهی رسیده .... که برخلاف اونچه که همه از من میبینن و حتی خود ِ من از خودم میدیدم .... من آدم بسیار ترسویی هستم که از قبول مسئولیت بینهایت واهمه دارم ..... و البته این واهمه از ایدهآلگرا...
ادامه مطلب
xa0 xa0 گُل به گُل .... سنگ به سنگ ِ این دشت ..... یادارگاران تواند ...... رفتهای اینک و هر سبزه و سنگ ...... در تمام در و دشت ....... سوگواران ِ تواند .... xa0 رفتهای اینک .... اما ... آیا باز بر میگردی؟.... چه تمنای محالی دارم ................ خندهام میگیرد................ xa0 چه شبی بود و چه روزی ....... افسوس ..... xa0 xa0 و ........................ xa0 xa0...
ادامه مطلب