درک ِ یک پایان ...

خرید بک لینک

- من سخت معتقدم که همهی ما به نحوی آسیب میبینیم. چهطور ممکن است نبینیم، مگر اینکه دنیایی از پدران و مادران، خواهران و برادران، همسایگان و دوستان بی عیب و نقص داشته باشیم. و بعد میرسیم به مسئلهای که اساس کار است، یعنی واکنش ما در برابر آسیب: آن را اعتراف میکنیم یا پیش خود نگهمیداریم، و این در رفتار ما با دیگران چقدر اثر میگذارد؟ بعضیها آسیب را اعتراف میکنند، و سعی میکنند آن را تخفیف دهند؛ بعضی زندگیشان را وقف یاری رساندن به آسیبدیدگان دیگر میکنند؛ و سرانجام هستند کسانی که تمام توانشان را در این راه خرج میکنند که، به هر قیمت شده، دیگر آسیب نبینند. و اینها افراد بیرحمی میشوند که باید مراقبشان بود.

- زندگی هدیهایست عطا شده به ما بی آنکه خود بخواهیم؛ که هر انسان اندیشمندی از نظر فلسفی وظیفه داردماهیت زندگی و شروط متمم آن را بررسی کند؛ و چنانچه تصمیم بگیرد این هدیهی ناخواسته را نپذیرد، وظیفهی اخلاقی و انسانی این است که به تبعات آن تصمیم عمل شود.

- مرموز بودن زن یا ساختگیست، یا نوعی بازی، یا فوت و فنی برای به دام انداختن مرد، در غیر اینصورت زن مرموز برای خودش هم راز و رمز است، که این بدترین حالت است.

- هرچه عمر رو به پایان میرود، کمتر میخواهی آن را تلف کنی. این منطقیست. مگر نه؟ اما ساعات صرفهجویی شده را چگونه صرف کنیم ....

- هرچه بیشتر میآموزی کمتر میهراسی. «آموختن» نه به مفهوم تحصیل دانشگاهی، بلکه به معنای شناخت عملی زندگی.

- فرق است میان افزودن و ازدیاد.

- اگر تونی روشنتر دیده بود، اگر قاطعانهتر عمل کرده بود، اگر به ارزشهای اخلاقی واقعیتری چسبیده بود، اگر به صلحجویی منفعلانه، که ابتدا سعادت و بعداً قناعت نامید، به آن آسانی تن نداده بود؛ اگر تونی بیمناک نمیبود، اگر برای تایید خود این همه خواهان تایید دیگران نمیشد ... و یک سلسله فرضیات راهگشا به فرضیهی آخر: بدین قرار، مثلاً اگر تونی تونی نمیبود.

- هشداری بر بیثباتی زیر پایمان گهگاه بد نیست.

- اما زمان ... زمان چگونه ابتدا ما را بر جای خود مینشاند و سپس به شگفتی میاندازد. خیال میکردیم بالغ و عاقل شدهایم در حالی که فقز جانب احتیاط نگه میداشتیم. گمان میکردیم مسئولیتپذیر شدهایم و حال آنکه فقط ترسو شده بودیم. آنچه واقعگرایی میخواندیم رو گرداندن از چیزها به جای روبهرو شدن با چیزها از کار درآمد. زمان ... بگذار زمان کافی بگذرد، آن وقت بهترین تصمیماتمان دمدمی و یقینهایمان بلهوسی جلوه خواهد کرد.

نام کتاب : درک یک پایان

نویسنده: جولین بارنز

مترجم: حسن کامشاد

چاپ سوم 1395

نشر نو

کتاب خریست!!!...... همین ....................

هنوز تمومش نکردم البته .....

من نه منم........

ما را در سایت من نه منم..... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت: 0:05

صفحه بندی