پروسهی کندن از همه چیز یه جورایی آرامبخشه ...... دیگه قبل از اینکه ترک بشم ترک میکنم ...... و اینجوری توهم اینو دارم که خودم خواستم!..... و انتخاب کردم دور بودنها و نخواستنها رو!...... بازیِ روانیِ احمقانه!....... غول مرحلهی آخر دوربینمه .... این روزا خییییییییییلی دارم با خودم کلنجار میرم سر رد کردنش .................. وابستهم بهش ..... و دقیقا به همین دلیل بهتره که رد بشه .... آخرین باری که آگهیش کردم ..... حدودا دوازده شب آگهی شد ..... دو ساعت گریه کردم ....... بعد آگهی رو برداشتم!.... و یه نفس راحت کشیدم ...... باید از همه چیز و همهکس کَند ............... بعد هیچکاری نکرد!................ هیچی!..............
این فیلم رو سه بار دیدم ..... کمه برای این فیلم ..... دهها بار دیگه هم ببینم کمه ..... دوستش دارم .... بینهایت دوستش دارم ....................
من نه منم........
ما را در سایت من نه منم..... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 60