پشت پرده تا کِی؟!
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 4:44
در این گزارش به بررسی کامل «تا کِی؟!» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. من به روانشناسی علاقه دارم ...
ماجرای بیرنگترین خاکستری!
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 4:44
در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «بیرنگترین خاکستری!» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. نمیدونم دوباره نو...
آنچه باید درباره اتانازی بدانید
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 4:44
موضوع «اتانازی» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دیروز فیلم "دریای درون"...
گزارشی از از آنِ این روزها
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 4:44
در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «از آنِ این روزها» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. فقط میدونم احتیاج...
99 در کانون توجه
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 4:44
در ادامه، هر آنچه باید درباره «99» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. امسال هم یکی از بدترین سال تحویلا بود ....اهل فرار...
روایت تازه از هوشنگ بتهاج
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 4:44
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «هوشنگ بتهاج» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. این همه راه آمدی ....آریبنشینخسته ای...
ماجرای تولد
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 4:44
تولد در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «تولد» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. » نمایش این صفحه بدین معناست ...
ماجرای احوالات
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 4:44
در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «احوالات» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. این مدت انقدر اتفاقات افتاده .....
ماجرای پذیرش
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 4:44
در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «پذیرش» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. عنوانِ این پست رو سالیانِ سالِ ...
0 در کانون توجه
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 4:44
در ادامه، هر آنچه باید درباره «0» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بعد از مدتها سلام .... سلام قبل از هرکس به تو ریحا...
0
-
تاریخ: 1402/1/28 ساعت: 16:20
بعد از مدتها سلام ....سلام قبل از هرکس به تو ریحان ...که صبورانه همراهی ... که همیشه همراهی ...و سلام به ارواح سرگردانی که ممکنه گذرشون به این خونهی خاک گرفته بخوره ....شوک شدم وقتی تاریخ آخرین پست رو دیدم ... باورم نمیشد این همه دور بودن .... هرچند ... بقول شاعر ... من اهل خداحافظیِ همیشه هم نیستم ...
احوالات
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 20:59
این مدت انقدر اتفاقات افتاده .... و انقدر بالا پایین بوده این زندگی که از حوصله م خارجه تعریف کردنش ....اما سعی میکنم از امروز باز از موضوعاتی که برام پررنگ میشه بنویسم ...رفته بودم آرایشگاه .... خانمی که قرار بود کارمو انجام بده نالان بود که دیشب نخوابیده و خستهست .... همکارش جویای چرایی ماجرا شد ....
پذیرش
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 20:59
عنوانِ این پست رو سالیانِ سالِ باهاش درگیرم ..... شاید بیشتر از 10 سال ..... پیشرفت داشتم ولی هنوز که هنوزه سخته پذیرش یکسری قصهها ...اتفاقا هرچی سادهتر پذیرشش سختتر .....شاید تنها چیزی که ساده نیست و سخت هم هست پذیرش تنهاییه .... نه از اون جنس که کسی نباشه ... از اون جنس که حقیقت و عمقِ وجودمون باه...
99
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 7:50
امسال هم یکی از بدترین سال تحویلا بود ....اهل فرارم ... و امسال با اینکه تنها بودم اما دلم میخواست حتی از این تنهایی هم فرار کنم .... حس آدمی که هی میخواد بدوه اما نه مسیری داره نه پایی .....از روز قب
هوشنگ بتهاج
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 7:50
xa0این همه راه آمدی ....آریبنشینخسته ای و حق دارینفسی تازه کننمی دانم چند مانده است از شبِ دشوارتا رسیدنهنوز باید رفت ..........کار، سخت استو راه، ناهموار ........xa0xa0
از آنِ این روزها
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 23:02
xa0فقط میدونم احتیاج دارم که بنویسم .... بی سر و ته .... ولی دلم میخواد یه جایی این روزهام تو این دنیای وسیییییعِ مجازی ثبت بشه ..... شاید یه روزی یه جایی یه کسی خوند و براش حالِ خوب داشت ..... حتی اگر
بیرنگترین خاکستری!
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:01
xa0نمیدونم دوباره نوشتن درسته یا غلط .... نمیدونم چقدر میتونم به خودم اجازه بدم مثل گذشته بدونِ بازبینی فقط هرچی تو ذهنم میچرخه رو ثبت کنم ...... نمیدونم چقدر توان تمرکز برام مونده اصلا .....xa0بگذریم ...
اتانازی
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:01
xa0دیروز فیلم "دریای درون" رو دیدم .... از این دست فیلم بازم دیدهم .... و هر بار این تفکرِ بینتیجه شکل گرفته که چرا اتانازی برای کسایی که در سلامت جسمانی و تا حدی روانی به سر میبرن انجام نمیشه .....
نهان نکردیم .......
-
تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 11:08
xa0 xa0 دهانت را میبویند مبادا که گفته باشی "دوستت دارم" xa0 دلت را میبویند xa0 روزگار غریبیست، نازنین و عشق را کنار تیرک راه بند تازیانه میزنند ... xa0 عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد .... xa0 در این بنب
زلزله
-
تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 11:08
xa0 یادمه تهران که زلزله اومده بود ... همینجوری که زمین میلرزید و زهره تو چارچوب در وایساده بود میگفت ریحانه بیا بیرون ..... من بُهت زده نشسته بودم رو تختم و فکر میکردم اگر تکون بخورم یا حتی با حرف زدنم