درک ِ یک پایان ... - تاریخ: 1395/9/3 ساعت: 0:05
xa0 xa0 - من سخت معتقدم که همهی ما به نحوی آسیب میبینیم. چهطور ممکن است نبینیم، مگر اینکه دنیایی از پدران و مادران، خواهران و برادران، همسایگان و دوستان بی عیب و نقص داشته باشیم. و بعد میرسیم به مسئلهای که اساس کار است، یعنی واکنش ما در برابر آسیب: آن را اعتراف میکنیم یا پیش خود نگهمیداریم، و این در...
تماااااااااااااااااااااااام .... - تاریخ: 1395/9/3 ساعت: 0:05
xa0 راحت بخواب ای شهر .... آن دیوانه مرده ست ... در پیله ی ابریشمش .... پروانه مرده ست .... xa0 در تنگ دیگر شور دریا غوطه ور نیست ... آن ماهی دلتنگ خوشبختانه مرده ست .... xa0 یک عمر زیر پا لگد کردند او را .... اکنون که میگیرند روی شانه ....مرده ست .... xa0 گنجشکها از شانه هایم برنخیزید ... روزی درخت...
دهه .... - تاریخ: 1395/8/30 ساعت: 1:59
xa0 کار به جاییه که وسط راه سفر وبلاگ نویسی میکنم!!!!! دنیای مجازی بد کوفتیه گاهی ........ دل میسوزونه .....حرفایی رو قلمبه میکنه تو وجودت که هیچ جایی نمیتونی فریادش کنی ...... xa0 xa0 زیادی توقع دارم از آدما .... بقول استاد و رفیق شفیق یه حصاری به کوچکترین شعاع دورمه ..... حصار سختیه .... انقدر که ...
پند شبانه - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 23:25
xa0 اصلا کاری ندارم که هدف آموزشه یا تنبیهه یا چی ...... xa0ولی وقتی روزگار و وقایعش کمر بسته به له کردنت ..... حداقل کاری که میتونی و باید برای خودت انجام بدی اینه که دامن نزنی و بدترش نکنی ...... و در این راستا اولین قدم عدم درخواسته ....... از هیییییچ احدی نباید هییییییچ درخواستی داشت ..... هیچی ...
خوددرگیری - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 23:24
xa0 xa0 امروز حرفایی زده شد پیرامون اینکه آدمها دقیقا از اونایی که دوست دارن فاصله میگیرن و بالعکس ..... نمیدونم کلیت این داستان چقدر درسته .... ولی در مورد من صادقه .... حالا یا ترس از دست دادنشون رو دارم که میخوام خودم پیشدستی کنم و فاصله میگیرم ...... شایدم این ترس ترس از دست دادن نباشه .... ترس ...
صد لحافم کممه ......................... - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 23:24
xa0 آدم گاهی برای خودش خیلی مجهول میشه .... نمیفهمه چی درسته و چی غلط .... کجا داره خودشو خر می کنه و کجا حقیقیه ..... کجا تونسته با واقعیتا کنار بیاد و کجا نتونسته و توهمشو داره ...... این روزا گیجم .... انقدر که یکسری قصهها رو بالا پایین میکنم که بفهمم چی بوده و چی شده دارم خل میشم ........ اما یک...
تکرار در تکرار!.... چرا؟! - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 23:24
xa0 xa0 من اشتباهی که تو پروژهی قزوین داشتم و مدتها بعدش پیداش کردم رو تعمیم دادم به کل زندگیم و دارم تکرارش میکنم!!!..... تمرکز روی ابعاد منفی به قدری که از مثبتها فاصله میگیرم ...... الان هی نشستم جستجو میکنم تو هر چی بوده و هست بخاطر اینکه بفهمم کجاها اشتباه کردم ..... کجاها ضعیفم .... ولی اینم ح...
تولد - تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 12:13
xa0 xa0 هی نوشتم ..... هی پاك كردم و باز نوشتم ...... پستی كه انقدر پاك بشه و ويرايش بشه به درد نميخوره و نبايد نوشته بشه ..... تولد امسالم نبايد ثبت بشه شايد ...... xa0چون بار تلخيش بيشتر از شيرينيشه ...... xa0 xa0
پاییز ... - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 3:16
xa0 xa0 فصل من ِ .... فصل تنفس .... xa0 xa0
انتخاب دوست ... - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 3:16
xa0 خوش به حال تجرید ... چون که هرکس رو مدار خودشه ... سردمه ... مثل یک سگ که توی جنگ سگی حس بویائیش رفته باشه از دست عین فیلسوف و سوال این قدر پاپیچم نشو ... xa0 خوش به حال تجرید چون که هرکس رو مدار خودشه .... xa0 به خیال تو چنار ... گنجشک رو میفهمه؟!... لاکپشت برا میگو جشن تولد میگیره؟!... حاجی لک...
پادشاه فصلها .... - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 3:16
xa0 xa0 پاییز میرسد که مرا مبتلا کند .... xa0 با رنگهای تازه مرا آشنا کند .... xa0 پاییز میرسد که همانند سال ِپیش ... xa0 خود را دوباره در دل قالیچه جا کند .... xa0 او میرسد که باز هم عاشق کند مرا .... xa0 او قول داده به قولش وفا کند ......... xa0 xa0 xa0 xa0 فصل ِزندگیه .... لحظههاتون رنگی رنگی و ت...
تنبلی! - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 3:22
من تازه بعد از این همه سال و در کنار اینکه همه منو یه آدم ِ فعال میبینن!!... خودم شدیدا به نتیجه رسیدم تنبلم ..... حتی در حدی که نمیتونم بگم تنبل شدم!!... چون بوده م !!!... از وضع موجود ناراضیم و به هزار و یک دلیل اساسی باید موقعیتم رو تغییر بدم .... نبود ِ انگیزه .... کمبود وقت ..... نداشتن پول ......
فصل تنفس ... - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 20:40
xa0 بالاخره پاییز شروع شد .... آغاز زمانxa0 نفس کشیدن تا آخر زمستون ...... xa0 امروز بعد از مدتها موفق شدم با مدیرعامل صحبت کنم و بخشی از غرغرامو منتقل کنم ... جالب بود .... هرچند پکیجی که در موردش صحبت کرد هیچ ربطی به معضلاتی که من مطح کرده بودم نداشت ..... اما درس داشت .... و تلنگرهای ریزی برای فک...
دل - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 20:40
xa0 دل من باز مثل سابق باش .... با همان شور و حال عاشق باش ... xa0 مهر میورز و دم غنیمت دان .... عشق میباز و با دقایق باش ... xa0 بشکند تا که کاسهات از عشق از میان همه تو لایق باش ... xa0 خواستی عقل هم اگر باشی ... عقل سرخ گل شقایق باش xa0 شور گرداب و کشتی سنگین نه اگر تخته پاره قایق باش ... xa0 بار...
هیچ مگو .... - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 1:22
xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 جا مانده است ... چیزی ... جایی ... که دیگر هیچگاه ... هیچ چیز .... جای خالیاش را ..... پر نخواهد کرد ............. نه موهای سیاه ..... نه دندانهای سفید ........ xa0 هیچ گاه ...... هیچ گاه ................... xa0 سالهاست مردهام ....... هم ردیف همان سنگهای سیاه و سفید ........ و سی...
حجم ِ بسیار ِ خالی .... - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 21:29
xa0 هیچوقت قبل از سفر استرس نداشتم .... حتی اون شبی که از تبریز تا ورزقان یه دربست گرفتم و از خستگی عقب ماشین خوابیدم تا راننده منو برسونه به مقصد ذرهای استرس نداشتم .... آرام ِ آرام ِآرام ....... آرامش عجیبی که مدتهایت به اون شکل تجربهش نکردم ... آرامشی که از یه قلب مطمئن سرچشمه میگرفت ........ الا...
حمید ِ مصدق ِ جان ... - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 21:29
xa0 xa0 گُل به گُل .... سنگ به سنگ ِ این دشت ..... یادارگاران تواند ...... رفتهای اینک و هر سبزه و سنگ ...... در تمام در و دشت ....... سوگواران ِ تواند .... xa0 رفتهای اینک .... اما ... آیا باز بر میگردی؟.... چه تمنای محالی دارم ................ خندهام میگیرد................ xa0 چه شبی بود و چه روزی...
قانون - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 2:55
xa0 آدمیزاد در عین سادگی پیچیدهست .... یه سری قوانین سفت و سخت تو زندگی هر فردی هست ... کم و زیاد داره ولی هست .... حتی اونی که قانونش بی قانونیه بازم عملا داره از یه قانون پیروی میکنه ..... حکایت همون به گرفتار رهایی نتوان گفت آزاد ِ ......... گاهی تخطی از بعضی قوانین توسط خود ِ قانونگذار لذتبخش و ...
نگار ... - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 12:05
xa0 xa0 مرغ ِ باغ ِ ملکوته .............................. xa0 xa0 نمیگم خدا رسوند و باز دقیقه نود به دادم رسید ..... چون دیگه به هیچی اگر نگم باور ندارم مثل گذشته نیستم .... شاید ته تهای وجودم باشه .... ولی در ظاهر کمرنگ و کمرنگتر شده ..... بگذریم .... اصل مطلب .... موجودی ست که امید ته کشیده ی ما ر...
نقطه های پایان ... ممتد .... مداوم .... - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 17:58
xa0 کم کم میشه با خیال راحت و عذابی که فقط مال خودته بشینی و تماشا کنی .... بی لبخند .... بدون اشک .... بی حرف .... فقط تماشا کنی ....... وقتی نقطه ی پایان بزاری برای همه چیز و همه کس ..... برای خودت قبل از این همه ..... میتونی بشینی و فقط تماشا کنی .... ببینی نقطه ی پایان این دنیات رو بالایی کی میز...

برچسب‌های مرتبط

پونه مقیمی | پونه مقیمی مطب | خاقانی ایوان مدائن | خاقانی اشعار | io games | ii divo | ii timothy 3 | ii mef | پند شبانه | خود درگیری