من نه منم.....

متن مرتبط با «نگار جواهریان و رامبد جوان» در سایت من نه منم..... نوشته شده است

گزارشی از از آنِ این روزها

  • نیلوبلاگ

    در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «از آنِ این روزها» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.  فقط میدونم احتیاج دارم که بنویسم .... بی سر و ته .... ولی دلم میخواد یه جایی این روزهام تو این دنیای وسیییییعِ مجازی ثبت بشه ..... شاید یه روزی یه جایی یه کسی خوند و براش حالِ خوب داشت ..... حتی اگر حالِ خراب منو میخو...

    ادامه مطلب
  • 99 در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «99» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. امسال هم یکی از بدترین سال تحویلا بود ....اهل فرارم ... و امسال با اینکه تنها بودم اما دلم میخواست حتی از این تنهایی هم فرار کنم .... حس آدمی که هی میخواد بدوه اما نه مسیری داره نه پایی .....از روز قبل از سال تحویل تمام راه‌های ارتباطی به دنیای بیرون...

    ادامه مطلب
  • روایت تازه از هوشنگ بتهاج

  • نیلوبلاگ

    در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «هوشنگ بتهاج» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.  این همه راه آمدی ....آریبنشینخسته ای و حق دارینفسی تازه کننمی دانم چند مانده است از شبِ دشوارتا رسیدنهنوز باید رفت ..........کار، سخت استو راه، ناهموار ........  ...

    ادامه مطلب
  • ماجرای تولد

  • نیلوبلاگ

    تولد در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «تولد» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. » نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...

    ادامه مطلب
  • ماجرای احوالات

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «احوالات» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. این مدت انقدر اتفاقات افتاده .... و انقدر بالا پایین بوده این زندگی که از حوصله م خارجه تعریف کردنش ....اما سعی می‌کنم از امروز باز از موضوعاتی که برام پررنگ میشه بنویسم ...  رفته بودم آرایشگاه .... خانمی که قرار بود کارمو انجام بد...

    ادامه مطلب
  • 0 در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «0» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بعد از مدت‌ها سلام .... سلام قبل از هرکس به تو ریحان ...که صبورانه همراهی ... که همیشه همراهی ...و سلام به ارواح سرگردانی که ممکنه گذرشون به این خونه‌ی خاک گرفته بخوره .... شوک شدم وقتی تاریخ آخرین پست رو دیدم ... باورم نمیشد این همه دور بودن .... ه...

    ادامه مطلب
  • احوالات

  • نیلوبلاگ

    این مدت انقدر اتفاقات افتاده .... و انقدر بالا پایین بوده این زندگی که از حوصله م خارجه تعریف کردنش ....اما سعی میکنم از امروز باز از موضوعاتی که برام پررنگ میشه بنویسم ...رفته بودم آرایشگاه .... خانمی که قرار بود کارمو انجام بده نالان بود که دیشب نخوابیده و خستهست .... همکارش جویای چرایی ماجرا شد ... گفت خواهرم دیشب کلی قرص خورده که خودکشی کنه .... تا صبح تو بیمارستان بودم .... حرف همکارش برام جالب بود .... به جای هرگونه قیافهی تاسفبار به خود گرفتن و ابراز ناراحتی .... گفت باید میزاشتی کارشو بکنه .... نهایتِ غصهت سه روز بود که عزادار بودی و بعدش راحت میشدی .... الان هرروز تن و بدنت باید بلرزه .... خدمات اضافه هم باید بدی ...... و اون خانم گفت اتفاقا امروز اولین خواستهش این بوده که دو تومن ب...

    ادامه مطلب
  • هوشنگ بتهاج

  • نیلوبلاگ

    این همه راه آمدی ....آریبنشینخسته ای و حق دارینفسی تازه کننمی دانم چند مانده است از شبِ دشوارتا رسیدنهنوز باید رفت ..........کار، سخت استو راه، ناهموار ...........

    ادامه مطلب
  • از آنِ این روزها

  • نیلوبلاگ

    فقط میدونم احتیاج دارم که بنویسم .... بی سر و ته .... ولی دلم میخواد یه جایی این روزهام تو این دنیای وسیییییعِ مجازی ثبت بشه ..... شاید یه روزی یه جایی یه کسی خوند و براش حالِ خوب داشت ..... حتی اگر ...

    ادامه مطلب
  • اسبهای وحشی!

  • نیلوبلاگ

    امروز یه فیلمی دیدم تحتِ عنوان The Master ..... کلیتِ فیلم که بسیار جالب بود .... اما یه جملهش به شدت تو مغزم موند ..... تو زیرنویسی که خوندهم این واژه "مرشد" ترجمه شده بود نه "ارباب" که بنظرم به...

    ادامه مطلب
  • چه عنوانی میتونه داشته باشه این بارِ سبکِ کمرشکن ..........

  • نیلوبلاگ

    باحاله ...... وقتی هنوز نفس میکشی و راه میری .... جدی جدی برای آدما میمیری ........ انگار بعد از مرگت داری آدمارو تماشا میکنی که فراموشت میکنن ..... خیلی زود ...... خیلی زودتر از توهمی که ممکنه دا...

    ادامه مطلب
  • زود دیر شد!.....

  • نیلوبلاگ

    الان چشمم به نوشتهی همیشه ثابته گوشهی وبلاگم افتاد ...... "برف راه را پوشانده است تا هوا روشن است باید از این ظلمت بیهوده بگذریم دارد دیر میشود" دیر شد!..... خیییییییلی زود بود شاید برای این دیر شدن ...... نمیدونم .... اما شد ..... :) ...

    ادامه مطلب
  • اصلا عنوان ندارد!

  • نیلوبلاگ

    اگر بهم بگن دلت میخواد کجا و چطوری بمیری ....... با اطمینان میگم دلم میخواد مثل جنین بشینم تو بغل دوست عزیزی که شنیدن صدای ضربان قلبش مثل نوزادی که با ضربان قلب مادر آروم میشه آرومم میکنه ..... بی هیچ حرفی ...... انقدر صبوری کنه که بخوابم ..... و دیگه بیدار نشم .... فکر نمیکنم لذتبخشتر از این وجود داشته باشه ........................ ...

    ادامه مطلب
  • آرش شهیرپور

  • نیلوبلاگ

    گاه آنکس که درین دیر مکان میخواهد یک گنهکار فراریست امان میخواهد گاه آنکس که به رفتن چمدان میبندد رفتنی نیست، دو چشم نگران میخواهد قصهی دست من و موی تو هم طولانیست وصف آن بیشتر از عمر ...

    ادامه مطلب
  • گشتیم نبود ..... اما تو بگرد ..... شاید باشه ......

  • نیلوبلاگ

    چند بار امید بستی و دام برنهادی تا دستی یاری دهنده کلامی مهرآمیز نوازشی یا گوشی شنوا به چنگ آری؟ چند بار دامت را تهی یافتی؟ از پای منشین! آماده شو که دیگر بار و دیگر بار دام بازگستری شاملو ب...

    ادامه مطلب
  • شهری که دوست میداشتم .......

  • نیلوبلاگ

    بخواب هلیا .... دیر است ... دیگر هیچکس نیمه شب بیدارت نخواهد کرد و آهسته نخواهد گفت: «بیداری هلیا؟ بلندشو برویم گنجشک بگیریم» ................ نادر ابراهیمی ...

    ادامه مطلب
  • گم کرده راه مقصود ........

  • نیلوبلاگ

    ساغرم آیینگی کرد و جهانی یافتم وان جهان را بیکران در بیکرانی یافتم جستهام آفاق را در جام جمشید جنون هرچه جر عشق تو باقی را گمانی یافتم .... شبنم صبحم که در لبخند خورشید سحر خویش را گم کردم ...

    ادامه مطلب
  • پونه مقیمی

  • نیلوبلاگ

    هرچه بیشتر سعی کنیم از خودمان فرار کنیم، بیشتر خودمان را سرزنش میکنیم! بین سرزنش کردن خودمان و فرار از خودمان رابطهای عمیق وجود دارد. در درون ما بخشهایی وجود دارند که شاید نخواهیم آنها را بپذیریم یا قبول کنیم. ما نقطه ضعفهایی داریم. اگر قبول ِ خود ِ واقعیمان، بدون نقابهایمان اتفاقی ساده و راحت بود که اینقدر نسبت به انتقادها و دیدن ِ درونمان مقاومت نشان نمیدادیم. ما در اغلب مواقع با رفتارهایی که داریم در حال فرار هستیم. ما فرار میکنیم تا نقطه ضعفهایمان را نبینیم و هر چقدر بیشتر از خودمان فرار میکنیم بیشتر خودمان را در ذهنمان سرزنش میکنیم. برای همه ما پیش آمده که وقتی گذشتهمان را مرور میکنیم از بعضی حرفها و واکنشهای خودمان عصبانی میشویم. از خودمان در بعضی موقعیتها متنفر میشویم و به خودمان فحش...

    ادامه مطلب
  • خوددرگیری

  • نیلوبلاگ

    امروز حرفایی زده شد پیرامون اینکه آدمها دقیقا از اونایی که دوست دارن فاصله میگیرن و بالعکس ..... نمیدونم کلیت این داستان چقدر درسته .... ولی در مورد من صادقه .... حالا یا ترس از دست دادنشون رو دارم که میخوام خودم پیشدستی کنم و فاصله میگیرم ...... شایدم این ترس ترس از دست دادن نباشه .... ترس از شکست باشه ..... از ترس اینکه یکی که دوستش دارم و برام عزیزه یه روز نره و منو که پشت سرشم نگاه نکنه خودم سریعتر میرم ..... با این تفاوت که زیاد نگاهم به پشت سر میفته .......... احتمال دوم اینه که میترسم از فروریختنشون .... از اینکه در ادامهی حضورم و حضورشون اتفاقاتی بیفته که باعث بشه دوستشون نداشته باشم ...... یا اون تصویری که ازشون ساختم خراب و خرابتر بشه ......... بعد از شکست عظیمم انگار چشمم ترسیده...

    ادامه مطلب
  • تولد

  • نیلوبلاگ

    هی نوشتم ..... هی پاك كردم و باز نوشتم ...... پستی كه انقدر پاك بشه و ويرايش بشه به درد نميخوره و نبايد نوشته بشه ..... تولد امسالم نبايد ثبت بشه شايد ...... چون بار تلخيش بيشتر از شيرينيشه ...... ...

    ادامه مطلب